رمانرمان عاشقانهرمان های کامل شدهرمان هیجان انگیز

دانلود رمان تصاحب لیلی

در این تایم از وبسایت رمان پلاس خدمت شما هستیم با رمان جذاب دیگری با نام ” دانلود رمان تصاحب لیلی ” و ژانر ” عاشقانه ” امیدواریم مورد پسند قرار بگیره همراه ما باشید.

دانلود رمان تصاحب لیلی

خلاصه رمان :

لوسیفر، خطرناک ترین و وحشی ترین جنایتکار شهر برای وصول طلبش به خونه ی یکی از مشتری هاش میره. بدهکاری که به جز یه همسر با زیبایی افسانه ای آه در بساط نداره، لیلی. قانون میگه لوسیفر باید مرد رو همراه همسرش سلاخی کنه. اما حیف از اون صورت زیبا و اندام هوس انگیز نیست؟
برای کشتن لیلی هیچ وقت دیر نمیشه، باید اول تصاحبش کنه، تا جایی که میتونه از بدنش لذت ببره و بعد که ازش سیر شد حکم مرگش رو با دستای خودش اجرا کنه. اما لوسیفر از یه چیزی خبر نداره. اون داره با قلبش قمار میکنه….

قسمتی از رمان :

لیلی

یه جورایی خوابم میبره. احتمالا با لالایی نفس های عمیق و یکنواخت لوسیفر که به غلط احساس امنیت بهم میده .
رویاهام واضح و داغ هستند. مردی که صورتش رو نمیبینم تو خواب داره گردنم رو می بوسه و س ینه هام رو نوازش میکنه .
مینالم و میخوام بچرخم عقب اما یه بازو دور کمرم حلقه شده نمیتونم فرار کنم گیر افتادم. بین پاهام، س ک سم دیوان ه وار نبض می زنه و نمیتونم جلوی
خودم رو بگیرم که زانوهام رو برای آروم کردنش به هم نَمالم .از پشت یه چیز سفت داره به باس نم سابیده می شه. پایین تن ه ام رو عقب میدم و خودم بهش میسابم. نمیدونم چه خبره. بیدارم؟ یا هنوز خوابم؟ اگر این یه رویاست دلم نمیخواد ازش بیدار بشم .

دلم می خواد اون چیز سفت توی من باشه. پرم کنه. کِشم بده. از آخرین باری که بوسیده شدم، نوازش شدم و یا گا ییده شدم
خیلی میگذره. ماه ها و ماه ها. من تشنه ی لمس شدن و توجه ام. بوسه هاش از گردنم به شونه هام کشیده می شن و همینطور که بندهای لباس خوابم پایین کشیده میشن، هوای سرد به سینه هام می خوره و بدنم با مور مور شدن حباب حباب میشه .

ادامه رمان :

دست گرمی سی نه هام رو میپوشونه، چنگشون میزنه، ورزشون میده. بعد انگشتای قدرتمندی دور نوک سی نه هام رو نوازش میکنه و نیشگون میگیره. لبم رو به دندون میگیرم، نا له ای میکنم و باس نم رو به عقب پرتاب میکنم. دلم میخواد این رویا هیچ وقت تموم نشه. دستی که دور کمرم پیچیده شل میشه، میلغزه پایین و لباس خوابم رو میکشه بالا .

دامنش رو میده روی کمرم و ش رتم رو کنار می زنه میدونم که خیس خیس م، گوشتم کاملا نبض داره دستی که روی سی نه هامه محکم فشارشون میده و دست دیگه از روی رون م بالا میاد و به س ک س م میرسه لم سم کن. خواهش میکنم لم سم کن میخوام التماسش کنم اما نمیتونم کلمه ها رو از بین لب هام بیرون بفرستم . بازدم گرمی روی گردنم میشینه و بعد انگشتانی لب های ورم کرده ی س ک س م رو ناز میکنه. میلرزم و نا له ای از بین لب هام خارج میشه اون چیز سفت محکم تر خودش رو به باس نم میماله و اونو به جلو پرتاب میکنه. اون انگشتا لبه های س ک سم رو از هم باز میکنه آره…/ جهت مطالعه باقی رمان از باکس دانلود زیر استفاده کنید


جهت مشاهده پارت ۲۸ لطفا فایل کامل رمان را خریداری کنید

رمان های پیشنهادی »

کانال تلگرامی ما عضویت در کانال تلگرامی ما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا